blow chunks
/bloʊ tʃʌŋks/
phrase (عبارت)slang
عبارت — استفراغ کردن
استفراغ کردنبالا آوردن
با لحنی عامیانه، بالا آوردن یا استفراغ کردن.
To vomit, especially violently or repeatedly.
«سواریِ پر دستانداز باعث شد بالا بیاورد.»
“The rough ride made him blow chunks.”
«بعد از غذا نزدیک بود استفراغ کند.»
“He nearly blew chunks after the meal.”