body english

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bod·y Eng·lish/ˈbɑːdi ˈɪŋɡlɪʃ/
noun (اسم)informal

اسم — حرکت بدن برای هدایت خیالی توپ

حرکت بدن برای هدایت خیالی توپبدن‌تابی

حرکت دادن ناخودآگاه بدن، انگار که این حرکت بتواند مسیر توپ یا جسم در حال حرکت را عوض کند.

Body movements made as if they could influence the path of a ball or other moving object.

«وقتی توپ به سوراخ نزدیک شد، بدنش را برای هدایت خیالی آن چرخاند.»

He used body english as the putt approached the hole.

«حرکت بدنش نتوانست شوت خراب را نجات دهد.»

Her body english could not save the missed shot.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000