bogo

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bo·go/ˈboʊɡoʊ/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more bogosuperlative (عالی): most bogo

صفت — یکی بخر، دوتا ببر

یکی بخر، دوتا ببر

کوتاه شده غیررسمی عبارت "یکی بخر، یکی رایگان ببر" که اغلب در تبلیغات استفاده می‌شود.

An informal abbreviation for "buy one, get one free," often used in marketing contexts.

«هفته پیش برای پیتزاها تخفیف یکی بخر، یکی رایگان داشتند.»

They had a BOGO deal on pizzas last week.

«برای صرفه‌جویی در پول به دنبال پیشنهادات یکی بخر، دوتا ببر باشید.»

Look for BOGO offers to save money.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000