bone hard

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/boʊn hɑrd/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): not comparablesuperlative (عالی): not comparable

صفت — مثل استخوان سخت

مثل استخوان سختبسیار سفت

بسیار سخت و سفت، مثل استخوان.

Extremely hard and solid, like bone.

«زمین یخ‌زده مثل سنگ سفت بود.»

The frozen ground was bone hard.

«گل رس قدیمی پس از خشک شدن به‌شدت سفت شده بود.»

The old clay had dried bone hard.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000