bosom

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bos·om/ˈbʊz.əm/
noun (اسم)literaryplural (جمع): bosoms

اسم — سینه

سینهجلوی سینه

ناحیه سینه انسان، مخصوصاً سینه‌های زنانه.

The chest area of a human, especially a woman's breasts.

«او بچه را نزدیک جلوی سینه‌اش گرفت.»

She held the baby close to her bosom.

«او در جمع صمیمی خانواده‌اش راز گفت.»

He confided in the bosom of his family.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chestسینه

رایج. اصطلاح عمومی برای قسمت جلوی بالاتنه، کمتر صمیمانه از bosom.

Common. General term for front upper torso, less intimate context than bosom.

breastسینه

رایج. اشاره خاص به ناحیه سینه زنانه، نزدیک به معنی bosom.

Common. Specifically refers to female chest area, close in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000