both

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bəʊθ/
1pronoun (ضمیر)common

ضمیر — هر دو

هر دوهر دوی آنها

برای اشاره به دو نفر یا دو چیز به عنوان یک جفت استفاده می‌شود.

Used to refer to two people or things as a pair.

«هر دوی آنها خوشحال هستند.»

Both of them are happy.

«من هم سیب و هم پرتقال دوست دارم.»

I like both apples and oranges.

متضادها
2conjunction (حرف ربط)common

حرف ربط — هم... و هم...

هم... و هم...هر دو... و...

با 'and' (و) استفاده می‌شود تا تأکید کند چیزی به دو مورد اطلاق می‌شود و معمولاً دو فاعل یا مفعول را به هم وصل می‌کند.

Used with 'and' to emphasize that something applies to two items, usually functioning to connect two subjects or objects.

«او هم باهوش است و هم مهربان.»

He is both smart and kind.

«او هم انگلیسی و هم فرانسوی صحبت می‌کند.»

She speaks both English and French.

3adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): nullposition (جایگاه): middle

قید — همچنین

همچنینبه طور یکسان

در ترکیب با (چیز یا شخص دیگری)؛ به طور یکسان.

In combination with (something or someone else); equally.

«آن هم یک چالش بود و هم یک فرصت.»

It was both a challenge and an opportunity.

«شما می‌توانید هم پول پس‌انداز کنید و هم از زندگی لذت ببرید.»

You can both save money and enjoy life.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000