بازگشت
bowl
/boʊl/
1noun (اسم)common
plural (جمع): bowls
کاسه
ظرف گرد و گودی که برای نگه داشتن غذا یا مایعات استفاده میشود.
A round, deep dish used for holding food or liquids.
«او سوپ را در کاسه ریخت.»
“She poured soup into the bowl.”
«کاسه پر از میوه بود.»
“The bowl was full of fruit.”
تفاوت با واژههای مشابه
basin— ظرف
ظرف کلی؛ bowl معمولاً کوچکتر و مخصوص غذا است.
General container; bowl usually smaller and for food.
2verb (فعل)common
past (گذشته): bowledpast participle (مفعولی): bowled-ing (حال): bowling3rd (سوم): bowls
توپ پرتاب کردنبولینگ کردن
در بازی، توپ را چرخاندن یا پرتاب کردن، مخصوصاً در کریکت یا بولینگ.
To roll a ball in a game, especially in cricket or bowling.
«او یک ضربه کامل در بازی بولینگ زد.»
“He bowled a perfect strike in the game.”
«بازیکن توپهای سریع پرتاب کرد.»
“The player bowled fast balls.”
تفاوت با واژههای مشابه
roll— غلتاندن
اصطلاح کلی؛ bowling در زمینه ورزشی تخصصی است.
General term; bowling is a specialized sport context.