بازگشت
braid
/breɪd/
1noun (اسم)common
plural (جمع): braids
بافتبافت مو
رشتههایی از مو یا مواد دیگر که بافته شدهاند.
Strands of hair or other material woven together.
«او موی خود را به شکل بافت بلند داشت.»
“She wore her hair in a long braid.”
«طناب از رشتههای بافته شده ساخته شده بود.»
“The rope was made from braided strands.”
تفاوت با واژههای مشابه
plait— بافت
رایج در انگلیسی بریتانیایی. هممعنی braid بهخصوص برای مو.
Common in British English. Synonym of braid, especially for hair.
2verb (فعل)common
past (گذشته): braidedpast participle (مفعولی): braided-ing (حال): braiding3rd (سوم): braids
بافتنتنیدن
رشتههای مو یا مواد را با هم بافتن.
To weave strands of hair or material together.
«قبل از مدرسه موی خود را بافت.»
“She braided her hair before school.”
«آنها طنابها را محکم بافتند.»
“They braided the cords tightly.”
تفاوت با واژههای مشابه
plait— بافتن
انگلیسی بریتانیایی. ریشهها را با هم بافتن، معمولاً مو.
British English. To weave strands together, often hair.