بازگشت

plait

/plæt/
1noun (اسم)common
plural (جمع): plaits
بافت مو

بافت، دسته‌ای از مو که به هم بافته شده است.

A braid, a length of hair woven into strands.

«موهایش را به صورت بافت بسته بود.»

She wore her hair in a plait.

«بافت مو بلند و ضخیم بود.»

The plait was long and thick.

تفاوت با واژه‌های مشابه
braidبافت مو

متداول. تقریباً همان معنی.

Common. Essentially the same meaning.

2verb (فعل)common
past (گذشته): plaitedpast participle (مفعولی): plaited-ing (حال): plaiting3rd (سوم): plaits
بافتن مو

موها را بافتن به صورت دسته‌هایی به هم پیچیده.

To form hair into a braid by weaving strands.

«او قبل از رفتن به مدرسه موهایش را بافت.»

She plaited her hair before school.

«دوست دارم موهای دخترم را ببافم.»

I like to plait my daughter's hair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
braidبافتن مو

متداول. همان عمل به هم بافتن مو.

Common. Same action as plaiting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000