braids

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/breɪdz/
noun (اسم)commonplural (جمع): braids

اسم — بافت مو

بافت موزیب‌بافی

بافتن یا پیچاندن تارهای مو به هم.

Strands of hair woven or twisted together.

«او موهایش را به صورت دو بافت می‌پوشد.»

She wears her hair in two braids.

«بافت‌ها می‌توانند مو را مرتب و منظم نگه دارند.»

Braids can keep hair neat and tidy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000