بازگشت

brakes

/breɪks/
noun (اسم)common
plural (جمع): brakes
ترمزهاترمز

دستگاه‌هایی برای کند کردن یا توقف وسایل نقلیه.

Devices used to slow or stop a vehicle.

«ترمزهای خودرو نیاز به تعمیر دارند.»

The car’s brakes need repair.

«او ناگهان ترمز گرفت.»

He pressed the brakes suddenly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000