بازگشت

break a promise

break a prom·ise/breɪk ə ˈprɒmɪs/
phrase (عبارت)common
شکستن قولنقض وعده

در انجام دادن کاری که قول داده‌اند کوتاهی کردن و عهدشکنی کردن.

To fail to do what one said one would do; to not keep a commitment or agreement.

«او به قولش عمل نکرد و با من تماس نگرفت.»

He broke his promise and didn't call me.

«هرگز قولت را به دوستانت نشکن.»

Never break a promise to your friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
renegeعده‌شکنی کردن

رسمی. بیشتر در زمینه‌های حقوقی یا رسمی به کار می‌رود. در گفتار روزمره کم استفاده می‌شود.

Formal. Used mostly in legal or formal contexts. Not common in everyday speech. 'He reneged on his promise' works; less used in casual talk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000