break one's neck

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/breɪk wʌnz nɛk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خود را کشتن

خود را کشتنخیلی تلاش کردن

خیلی زیاد تلاش کردن، معمولاً برای انجام سریع کاری.

To make an extreme effort, often to do something quickly.

«خودم را کشتم تا کار را به‌موقع تمام کنم.»

I broke my neck to finish on time.

«آن‌ها خیلی تلاش کردند تا به ما کمک کنند.»

They broke their necks to help us.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000