bring back to life

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/brɪŋ bæk tə laɪf/
phrase (عبارت)common

عبارت — دوباره جان بخشیدن

دوباره جان بخشیدناحیا کردن

کسی یا چیزی را دوباره فعال، سالم یا قابل‌استفاده کردن.

To restore someone or something to activity, health, or usefulness.

«پزشکان او را دوباره به زندگی برگرداندند.»

The doctors brought him back to life.

«بودجه جدید پروژه را دوباره فعال کرد.»

New funding brought the project back to life.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000