broken home

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bro·ken home/ˌbroʊkən ˈhoʊm/
noun (اسم)datedplural (جمع): broken homes

اسم — خانوادهٔ ازهم‌پاشیده

خانوادهٔ ازهم‌پاشیده

خانواده‌ای که پدر و مادر آن از هم جدا شده‌اند یا زندگی مشترک ندارند.

a family in which the parents are separated or divorced

«او در خانواده‌ای ازهم‌پاشیده بزرگ شد.»

He grew up in a broken home.

«خانوادهٔ ازهم‌پاشیده آیندهٔ کودک را تعیین نمی‌کند.»

A broken home does not define a child’s future.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000