بازگشت

bronze-coated

/ˈbrɒnz ˈkoʊtɪd/
bronzea metal alloy of copper and tin-coatedcovered with a layer of
adjective (صفت)common
پوشیده شده با برنزروکش برنز

پوشیده شده با لایه‌ای نازک از فلز برنز.

Covered or layered with a thin layer of bronze material.

«مجسمه با برنز پوشانده شد تا زنگ نزند.»

The statue was bronze-coated to prevent rust.

«او جواهرات روکش‌برنز پوشیده بود که در نور آفتاب می‌درخشید.»

She wore bronze-coated jewelry that shined in the sunlight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bronzedبرنز شده

متداول. معنی مشابه اما ممکن است پوست برنز شده یا ظاهر کلی برنزی را نشان دهد نه لایه واقعی برنز.

Common. Similar meaning but may imply a natural bronzed skin tone or a general bronze appearance rather than a literal coating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000