brutal

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bru·tal/ˈbruː.təl/
brut-cruel, savage-aladjective suffix
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more brutalsuperlative (عالی): most brutal

صفت — بی‌رحمانه

بی‌رحمانهخشونت‌آمیز

بسیار بی‌رحم یا خشونت‌آمیز؛ باعث رنج شدید می‌شود.

Extremely cruel or violent; causing harsh suffering.

«حکومت دیکتاتور بسیار بی‌رحم و سرکوبگرانه بود.»

The dictator’s rule was brutal and oppressive.

«آن‌ها در طول جنگ با رفتارهای بی‌رحمانه مواجه شدند.»

They suffered brutal treatment during the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cruelظالم

رایج. وقتی تأکید بر شدت رنج باشد قابل تعویض است، مثلاً 'مجازات ظالمانه' = 'مجازات بی‌رحمانه'. برای صرف خشونت فیزیکی مناسب نیست.

Common. Interchangeable when emphasizing harshness or suffering, e.g. 'cruel punishment' = 'brutal punishment'. Less suitable for physical violence alone.

harshسختگیرانه

رایج. بیشتر بر شدت یا سختگیری تأکید دارد، معمولاً برای شرایط یا رفتار. می‌تواند جایگزین 'brutal' شود ولی احساسات کمتری دارد.

Common. Focuses on severity or strictness, often for conditions or treatment. Can replace 'brutal' for negative situations but less emotional intensity.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more brutalsuperlative (عالی): most brutal

صفت — سخت

سختخشن

بسیار سخت و ناخوشایند، مخصوصاً درباره آب و هوا یا شرایط.

Unpleasantly harsh or difficult, especially referring to weather or conditions.

«آن‌ها با طوفان‌های شدید زمستانی در کوه‌ها مواجه شدند.»

They faced brutal winter storms in the mountains.

«آزمون بسیار سخت بود و بسیاری از دانش‌آموزان مردود شدند.»

The exam was brutal and many students failed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
severeشدید

رایج. بر شدت تأکید دارد، به ویژه در شرایط. می‌تواند جایگزین 'brutal' در مورد آب و هوا و مشکلات شود.

Common. Emphasizes intensity or extremity, especially in conditions. Can replace 'brutal' in weather and hardships.

harshسخت

رایج. بر خشونت یا سختی ناخوشایند تأکید دارد. در آب و هوا یا محیط‌های سخت هم‌معنی است.

Common. Focuses on unpleasant roughness or difficulty. Synonymous in difficult weather or environments.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000