بازگشت

burnt

/bɜːrnt/
adjective (صفت)common
سوختهکبوده

آسیب‌دیده یا تغییر یافته توسط آتش یا حرارت، به‌خصوص سطح سوخته یا سیاه شده.

Damaged or altered by fire or heat, especially having a blackened or scorched surface.

«نان تست کاملاً سوخته بود.»

The toast was burnt to a crisp.

«او طعم شکر سوخته را در دسرها دوست دارد.»

She likes burnt sugar flavor in desserts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
charredزغالی

توصیف غذایی یا سطحی که با سوختن سیاه شده، مشابه burnt.

Describes food or surface blackened by burning, similar to burnt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000