busier

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

busi·er/ˈbɪz.i.ər/
busyengaged or occupied-ercomparative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): busiersuperlative (عالی): busiest

صفت — پرکارتر

پرکارترشلوغ‌تر

پرکارتر یا دارای فعالیت‌های بیشتر نسبت به حالت یا فرد دیگر؛ صفت تفضیلی busy.

More occupied or having more things to do than others; comparative of busy.

«او امروز نسبت به دیروز پرکارتر است.»

He is busier today than yesterday.

«شهر در طول تعطیلات شلوغ‌تر می‌شود.»

The city gets busier during the holidays.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000