bust one's chops

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bʌst wʌnz tʃɑps/
phrase (عبارت)informal

عبارت — مدام گیر دادن به

مدام گیر دادن بهسربه‌سر گذاشتن

مدام از کسی ایراد گرفتن، به او فشار آوردن یا سربه‌سرش گذاشتن.

To criticize, pressure, or tease someone repeatedly.

«پدرم درباره نمره‌هایم مدام به من گیر داد.»

Dad busted my chops about my grades.

«به خاطر دیر رسیدنش مدام سربه‌سرش می‌گذارند.»

They're busting her chops for being late.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000