buy into
buy in·to/baɪ ˈɪntu/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — باور کردن
باور کردنپذیرفتن
یک ایده، برنامه یا توضیح را باور کردن یا پذیرفتنی دانستن است.
To accept an idea, plan, or explanation as true or worthwhile.
«من آن نظریه را باور نمیکنم.»
“I don't buy into that theory.”
«تیم برنامهٔ او را پذیرفت.»
“The team bought into her plan.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — سرمایهگذاری کردن در
سرمایهگذاری کردن درشریک شدن در
در یک کسبوکار، طرح یا توافق مشترک پول سرمایهگذاری کردن است.
To invest money in a business, scheme, or shared arrangement.
«آنها در شرکت جدید سرمایهگذاری کردند.»
“They bought into the new company.”
«او سال گذشته در آن شراکت سرمایهگذاری کرد.»
“She bought into the partnership last year.”