بازگشت

by

/baɪ/
1preposition (حرف اضافه)common
توسطبه وسیله

نمایش دهنده فاعلی که کاری را انجام داده، مخصوصاً در جملات مجهول

Indicates the agent performing an action, especially in passive sentences

«کیک توسط مادرم درست شد.»

The cake was made by my mother.

«این آهنگ توسط یک هنرمند معروف نوشته شده است.»

This song was written by a famous artist.

تفاوت با واژه‌های مشابه
throughاز طریق

رایج. گاهی به جای by برای وسیله یا عامل استفاده می‌شود اما کمتر برای فاعل مجهول طبیعی است — «کتاب از طریق جان فرستاده شد» کمتر رایج است نسبت به «توسط جان». بیشتر برای فرآیندها یا رسانه‌ها کاربرد دارد.

Common. Can sometimes replace 'by' for means or agency, but less used for passive agent — 'The book was sent through John' sounds less natural than 'by John'. Used more for processes or mediums.

2preposition (حرف اضافه)common
کنارنزدیک

نمایش نزدیک بودن یا محل کنار چیزی

Indicates proximity or location near something

«او کنار رودخانه زندگی می‌کند.»

She lives by the river.

«کنار خانه ما یک پارک هست.»

There is a park by our house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
next toکنار

روزمره. وقتی موقعیت مکانی را نشان می‌دهد جایگزین by می‌شود — «او کنار من نشست» به جای «او کنار من نشست». معمولاً غیررسمی‌تر و خاص‌تر برای مکان است.

Everyday. Can replace by when indicating location — 'He sat next to me' instead of 'by me'. Usually more informal and spatially specific.

3preposition (حرف اضافه)common
با استفاده ازبه وسیله

نمایش وسیله یا روش انجام کاری

Indicates means or method of doing something

«او با قطار سفر می‌کند.»

She travels by train.

«می‌توانی از طریق ایمیل با من تماس بگیری.»

You can contact me by email.

تفاوت با واژه‌های مشابه
usingبا استفاده از

رایج. وقتی روش را نشان می‌دهد اغلب با by قابل تعویض است — «با ماشین» = «با استفاده از ماشین». در بعضی موقعیت‌ها رسمی‌تر و واضح‌تر است.

Common. Often interchangeable with by when explaining method — 'by car' = 'using a car'. More explicit and formal in some contexts.

4preposition (حرف اضافه)common
تاپیش از

نمایش ضرب العجل یا آخرین زمان انجام کاری

Indicates deadline or the latest time something happens

«باید فرم را تا جمعه تحویل بدهی.»

You must submit the form by Friday.

«پروژه را تا هفته آینده تمام کن.»

Finish the project by next week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beforeقبل از

رایج. هنگام بیان محدودیت زمانی می‌تواند جایگزین by شود — «تا دوشنبه تمام کن» یعنی «قبل از دوشنبه». مفهوم زمان را گسترده‌تر بیان می‌کند.

Common. Can replace by when indicating time limits — 'finish by Monday' means 'before Monday'. More general for time.

متضادها
5preposition (حرف اضافه)common
توسطبه دست

نمایش فرد یا چیزی که مسئول اتفاق بد یا ناخواسته است

Indicates the agent responsible for something bad or unwanted

«پنجره توسط بچه‌ها شکسته شد.»

The window was broken by the kids.

«تاخیر به‌خاطر طوفان رخ داد.»

The delay was caused by the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
throughاز طریق

رایج. گاهی به جای by برای مسئولیت یا مقصر بودن استفاده می‌شود، اما کمتر مستقیم است — «آسیب دیده به دلیل بی‌دقتی» در مقابل «آسیب دیده توسط بی‌دقتی».

Common. Sometimes used like 'by' for blame or agency, but less direct — 'injured through carelessness' vs 'injured by carelessness'.

6adverb (قید)common
کناراز کنار

نمایش عبور نزدیک به کسی یا چیزی

Indicates passing close to someone or something

«او بدون گفتن سلام کنار رفت.»

She walked by without saying hello.

«او سریع از کنار پارک دوید.»

He ran by the park quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pastپیش

رایج. معمولاً با 'by' هنگام عبور از کنار چیزی قابل تعویض است — «از کنار من گذشت» مقابل «کنار من رفت». 'Past' حرکت فراتر را بیشتر نشان می‌دهد.

Common. Often interchangeable with 'by' when meaning passing something — 'walked past me' vs 'walked by me'. 'Past' emphasizes movement beyond point.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000