came

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/keɪm/
verb (فعل)commonpast (گذشته): camepast participle (مفعولی): come-ing (حال): coming3rd (سوم): comes

فعل — آمد

آمدرسیداتفاق افتاد

زمان گذشته فعل "come" به معنای حرکت به سمت جایی، رسیدن به جایی یا رخ دادن.

Past tense of 'come', meaning to move toward or arrive at a place, or to occur.

«او دیروز به دیدنم آمد.»

She came to visit me yesterday.

«این ایده ناگهان به ذهنم رسید.»

The idea came to me suddenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
arrivedرسید / وارد شد. رایج. قابل جایگزینی است زمانی که به رسیدن به یک مقصد اشاره دارد. 'He came home late' و 'He arrived home late' هر دو درست هستند. 'Arrived' به طور خاص به پایان سفر اشاره دارد، در حالی که 'came' می‌تواند به حرکت به سمت گوینده/نقطه مرجع نیز اشاره کند. 'The time came' vs 'The time arrived' – 'came' برای رسیدن انتزاعی طبیعی‌تر است. Common. Interchangeable when referring to reaching a destination. 'He came home late' and 'He arrived home late' both work. 'Arrived' specifically implies reaching the end of a journey, while 'came' can also refer to movement towards the speaker/point of reference. 'The time came' vs 'The time arrived' – 'came' is more natural for abstract arrival. رایج. زمانی که به رسیدن به مقصد اشاره دارد، قابل جایگزینی است. 'او دیر به خانه آمد' و 'او دیر به خانه رسید' هر دو درست هستند. 'Arrived' به طور خاص به پایان سفر اشاره دارد، در حالی که 'came' می‌تواند به حرکت به سمت گوینده/نقطه مرجع نیز اشاره کند. 'زمانش رسید' برای رسیدن انتزاعی طبیعی‌تر است.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000