verb (فعل)commonpast (گذشته): camepast participle (مفعولی): come-ing (حال): coming3rd (سوم): comes
فعل — آمد
آمدرسیداتفاق افتاد
زمان گذشته فعل "come" به معنای حرکت به سمت جایی، رسیدن به جایی یا رخ دادن.
Past tense of 'come', meaning to move toward or arrive at a place, or to occur.
«او دیروز به دیدنم آمد.»
“She came to visit me yesterday.”
«این ایده ناگهان به ذهنم رسید.»
“The idea came to me suddenly.”
تفاوت با واژههای مشابه
arrived— رسید / وارد شد. رایج. قابل جایگزینی است زمانی که به رسیدن به یک مقصد اشاره دارد. 'He came home late' و 'He arrived home late' هر دو درست هستند. 'Arrived' به طور خاص به پایان سفر اشاره دارد، در حالی که 'came' میتواند به حرکت به سمت گوینده/نقطه مرجع نیز اشاره کند. 'The time came' vs 'The time arrived' – 'came' برای رسیدن انتزاعی طبیعیتر است. Common. Interchangeable when referring to reaching a destination. 'He came home late' and 'He arrived home late' both work. 'Arrived' specifically implies reaching the end of a journey, while 'came' can also refer to movement towards the speaker/point of reference. 'The time came' vs 'The time arrived' – 'came' is more natural for abstract arrival. رایج. زمانی که به رسیدن به مقصد اشاره دارد، قابل جایگزینی است. 'او دیر به خانه آمد' و 'او دیر به خانه رسید' هر دو درست هستند. 'Arrived' به طور خاص به پایان سفر اشاره دارد، در حالی که 'came' میتواند به حرکت به سمت گوینده/نقطه مرجع نیز اشاره کند. 'زمانش رسید' برای رسیدن انتزاعی طبیعیتر است.