بازگشت

cameo

ca·me·o/ˈkæm.i.oʊ/
1noun (اسم)formal
plural (جمع): cameos
کمیو (جواهر)جاکلیدی سنگی برجسته

یک قطعه کوچک جواهر که تصویری برجسته و حکاکی شده، معمولاً پرتره، روی آن است.

A small piece of jewelry featuring a raised carved image, often a portrait.

«او گردنبند کمیوی زیبایی با نمای یک زن به گردن داشت.»

She wore a beautiful cameo necklace with a lady's profile.

«فروشگاه عتیقه‌ها کمیوهای زیادی حکاکی شده از صدف داشت.»

The antique store had many cameos carved from shell.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intaglioحکاکی معکوس

فنی/هنری. به حکاکی فرورفته گفته می‌شود، متفاوت با کمیو که برجسته است؛ قابل جایگزینی نیست.

Technical/artistic. Refers to an engraving sunk below the surface, different from a cameo which is raised; not interchangeable.

2noun (اسم)common
plural (جمع): cameos
نقش کوتاه بازیگر مشهورظاهر کوتاه افتخاری

ظهور کوتاه یک فرد مشهور در فیلم یا نمایش، معمولاً در نقش خودش.

A brief appearance of a famous person in a film or show, often playing themselves.

«کارگردان در فیلم خودش نقش کوتاهی بازی کرد.»

The director made a cameo in his own movie.

«بسیاری از سلبریتی‌ها از ایفای نقش کوتاه در سریال‌های محبوب لذت می‌برند.»

Many celebrities enjoy doing cameos in popular shows.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bit partنقش کوتاه

غیررسمی. به هر نقش کوتاهی گفته می‌شود، نه فقط بازیگران مشهور؛ کمتر خاص از cameo است.

Informal. Refers to any small role, not necessarily by a famous person; less specific than cameo.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000