carry away
car·ry a·way/ˈkæri əˈweɪ/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — با خود بردن
با خود بردنحمل کردن و بردن
کسی یا چیزی را با حمل کردن از جایی دور بردن.
to take someone or something away from a place by carrying
«رودخانه پل را با خود برد.»
“The river carried away the bridge.”
«کارگران صندلیهای قدیمی را بردند.»
“Workers carried away the old chairs.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — از خود بیخود کردن
از خود بیخود کردنغرق کردن
کسی را چنان هیجانزده یا غرق چیزی کردن که مهارش را از دست بدهد.
to make someone become very excited or absorbed
«موسیقی او را از خود بیخود کرد.»
“The music carried her away.”
«نگذار تعریفها تو را از خود بیخود کنند.»
“Do not let praise carry you away.”