بازگشت

carry

car·ry/ˈkæri/
1verb (فعل)common
past (گذشته): carriedpast participle (مفعولی): carried-ing (حال): carrying3rd (سوم): carries
حمل کردنبردنجابجا کردن

شخص یا چیزی را از مکانی به مکان دیگر حمل کردن یا جابجا کردن.

To support and move (someone or something) from one place to another.

«او بچه‌اش را در آغوشش حمل کرد.»

She carried her baby in her arms.

«لطفاً این جعبه‌ها را به طبقه بالا ببر.»

Please carry these boxes upstairs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
transportانتقال دادن

رسمی/فنی. بیشتر برای جابجایی سازمان‌یافته کالا یا افراد، اغلب با وسیله نقلیه، استفاده می‌شود. 'کالاها را با کامیون انتقال دادن' مناسب است، 'کیف را حمل کردن' شخصی‌تر است. شما نمی‌گویید 'انتقال دادن فرزندم به رختخواب'.

Formal/technical. More often used for organized movement of goods or people, often by vehicle. 'Transport goods by truck' works, 'carry a bag' is more personal. You wouldn't say 'transport my child to bed'.

bearحمل کردن

رسمی/منسوخ در معنای حمل بار فیزیکی. امروزه بیشتر برای تحمل کردن، حمایت از بار (عاطفی/مالی) یا به بار آوردن میوه استفاده می‌شود. 'تحمل بار سنگین' ادبی است، 'حمل بار سنگین' روزمره است.

Formal/archaic in the sense of carrying a physical load. More common today for enduring, supporting a burden (emotional/financial), or producing fruit. 'To bear a heavy load' is literary, 'to carry a heavy load' is everyday.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): carriedpast participle (مفعولی): carried-ing (حال): carrying3rd (سوم): carries
داشتنهمراه داشتندارا بودن

چیزی را با خود داشتن یا نگه داشتن؛ دارای ویژگی یا خصوصیتی بودن.

To have or keep something with you; to have something as an attribute or quality.

«او همیشه برای دفاع از خود چاقو با خود دارد.»

He always carries a knife for protection.

«قانون جدید مجازات سنگینی دارد.»

The new law carries a heavy penalty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
possessداشتن

رسمی. وقتی به مالکیت یا داشتن یک ویژگی اشاره دارد، قابل تعویض است، اما 'possess' اغلب حس قوی‌تری از مالکیت یا ویژگی ذاتی‌تری را القا می‌کند. 'او مهارت زیادی دارد' قوی‌تر از 'او مهارت زیادی با خود دارد' است.

Formal. Interchangeable when referring to ownership or having a quality, but 'possess' often implies a stronger sense of ownership or a more inherent quality. 'He possesses great skill' is stronger than 'he carries great skill'.

holdنگه داشتن

روزمره. 'Hold' به معنای داشتن چیزی در دست یا گرفتن آن، یا حفظ یک موقعیت است. در حالی که می‌توانید 'مجوز را نگه دارید'، معمولاً 'مجوز را حمل می‌کنید' تا آن را نشان دهید. کمتر برای ویژگی‌های انتزاعی رایج است.

Everyday. 'Hold' implies having something in one's hand or grasp, or maintaining a position. While you can 'hold a permit', you typically 'carry a permit' to show it. Less common for abstract qualities.

متضادها
3verb (فعل)formal
past (گذشته): carriedpast participle (مفعولی): carried-ing (حال): carrying3rd (سوم): carries
پیروز شدنبرنده شدنبه دست آوردن

در انتخابات یا مسابقه پیروز شدن یا به موفقیت رسیدن.

To win or achieve success in an election or contest.

«نامزد موفق شد در این ایالت پیروز شود.»

The candidate managed to carry the state.

«او با سخنرانی قدرتمندش بحث را برد.»

She carried the argument with her powerful speech.

تفاوت با واژه‌های مشابه
winبردن

روزمره. 'Win' یک اصطلاح کلی برای کسب پیروزی است. 'Carry' خاص‌تر به انتخابات یا مسابقات اشاره دارد و اغلب به اکثریت قوی یا تلاش قابل توجهی دلالت دارد. 'او مسابقه را برد' مستقیم است، 'او انتخابات را برد' بر حمایت گسترده تأکید دارد.

Everyday. 'Win' is a general term for achieving victory. 'Carry' is more specific to elections or contests, often implying a strong majority or significant effort. 'He won the race' is direct, 'He carried the election' emphasizes widespread support.

secureمحکم کردن

رسمی. به دست آوردن چیزی، به ویژه با دشواری یا تلاش. 'پیروزی را محکم کردن' رسمی‌تر از 'پیروزی را به دست آوردن' است. بر تضمین نتیجه دلالت دارد.

Formal. To obtain something, especially with difficulty or effort. 'Secure a victory' is more formal than 'carry a victory'. Implies ensuring the outcome.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000