caught with one's pants down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kɔt wɪð wʌnz pænts daʊn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — مچ‌گیر شدن

مچ‌گیر شدنغافلگیر شدن

هنگام انجام کاری اشتباه یا خجالت‌آور، بی‌خبر و بی‌آمادگی گیر افتادن.

Caught doing something embarrassing or wrong, especially while unprepared.

«شرکت در وضعیتی بی‌آماده گیر افتاد.»

The company was caught with its pants down.

«خبرنگاران او را غافلگیر کردند.»

He was caught with his pants down by reporters.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000