بازگشت

causes

caus·es/ˈkɔːzɪz/
1noun (اسم)common
plural (جمع): causes
علت‌هادلیل‌ها

دلایل یا عواملی که باعث نتیجه یا تاثیر می‌شوند.

Reasons or factors that bring about an effect or result.

«سیگار کشیدن یکی از علت‌های اصلی بیماری ریه است.»

Smoking is one of the main causes of lung disease.

«ما علت‌های حادثه را بررسی کردیم.»

We studied the causes of the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reasonsدلایل

رایج است، در بسیاری از موارد برای علت اتفاقات قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in many contexts when referring to why something happens.

factorsعوامل

رایج است و برای عناصری که به نتیجه کمک می‌کند استفاده می‌شود؛ معمولاً با causes قابل جایگزینی است.

Common. Often used when referring to elements contributing to a result, interchangeable with causes in general.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): causes
جنبش‌هااهداف

جنبش‌ها یا اصولی که افراد از آن‌ها حمایت یا دفاع می‌کنند.

Movements or principles that people support or fight for.

«او از چندین هدف محیط زیستی حمایت می‌کند.»

She supports several environmental causes.

«این خیریه برای اهداف حقوق بشری فعالیت می‌کند.»

The charity works for human rights causes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
movementsجنبش‌ها

رایج است و به گروه‌های سازمان‌یافته اجتماعی اشاره دارد و در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.

Common. Refers to organized groups for social causes, used interchangeably in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000