بازگشت

ceased

/siːst/
verb (فعل)common
past (گذشته): ceasedpast participle (مفعولی): ceased-ing (حال): ceasing3rd (سوم): ceases
متوقف شدنقطع کردن

متوقف شدن یا به پایان رسیدن.

Stopped or brought to an end.

«باران بعد از یک ساعت قطع شد.»

The rain ceased after an hour.

«آنها ناگهان حرف زدن را متوقف کردند.»

They ceased talking suddenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stoppedمتوقف شده

رایج. در بسیاری موارد معادل، خصوصاً برای پایان کارها.

Common. Equivalent in many contexts, especially actions ending.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000