بازگشت
1verb (فعل)common
past (گذشته): startedpast participle (مفعولی): started-ing (حال): starting3rd (سوم): starts
شروع کردآغاز شد
عملی را آغاز کردن یا به وقوع پیوستن.
To begin to do something or to happen.
«فیلم ده دقیقه پیش شروع شد.»
“The movie started ten minutes ago.”
«او هفته گذشته کار جدیدی را آغاز کرد.»
“She started a new job last week.”
تفاوت با واژههای مشابه
began— آغاز کرد، شروع کرد. این کلمه روزمره است و در بیشتر بافتهایی که به آغاز یک عمل یا رویداد اشاره دارد، کاملاً قابل جایگزینی است. مثلاً 'The meeting began/started at 9 a.m.'. 'Start' گاهی میتواند شروعی ناگهانیتر از 'begin' را نشان دهد، اما در کلیات هر دو به معنای آغاز هستند. مثلاً 'او شروع به دویدن کرد' و 'او آغاز به دویدن کرد'. در بسیاری از موارد به یک معنا استفاده میشوند. در مورد 'started' نیز همینطور است. 'The show started' و 'The show began' هر دو صحیح هستند. این دو فعل بسیار به هم نزدیک هستند و تفاوتهای ظریف دارند. گاهی 'start' به شروع مکانیکی (مثل ماشین) یا یک اقدام اولیه اشاره دارد، در حالی که 'begin' میتواند رسمیتر یا به شروع یک روند اشاره کند. اما در کلیت معنی 'آغاز کردن'، هر دو کاملاً قابل تعویض هستند. مثلاً 'او هفته پیش کار جدیدی را شروع کرد/آغاز کرد'. هر دو قابل استفاده هستند. انتخاب بین این دو ممکن است به لحن یا تأکید خاصی که گوینده میخواهد داشته باشد بستگی داشته باشد. ولی برای مترادف، کاملاً معتبر است. در گذشته و اسم مفعول هم وضعیت مشابه است. 'She started crying' و 'She began crying' هر دو رایج هستند و یک معنی را میدهند. 'Everyday. Fully interchangeable in most contexts related to initiating an action or event, e.g., 'The meeting began/started at 9 a.m.'. 'Start' can sometimes imply a more abrupt or sudden beginning than 'begin'. For instance, 'The car started with a roar' (start is better) versus 'The conversation began slowly' (begin is better). However, in many general contexts, they are interchangeable when referring to the commencement of an action or event.
2verb (فعل)common
past (گذشته): startedpast participle (مفعولی): started-ing (حال): starting3rd (سوم): starts
روشن کردبه راه انداخت
باعث به کار افتادن یک ماشین یا موتور شدن.
To cause a machine or engine to begin operating.
«او موتور ماشین را روشن کرد.»
“He started the car engine.”
«تکنسینها سرور جدید را راهاندازی کردند.»
“The technicians started the new server.”
تفاوت با واژههای مشابه
activated— فعال کرد، به کار انداخت. این واژه رسمی/فنی است و به معنای فعال یا عملیاتی کردن چیزی است، اغلب سیستمهای پیچیده یا مکانیسمها. در حالی که 'start' برای روشن کردن دستگاههای ساده مانند خودرو یا رایانه استفاده میشود، 'activate' میتواند برای سیستمهای هشدار، برنامههای نرمافزاری یا فرآیندهای شیمیایی به کار رود. هر دو در برخی موارد، مانند راهاندازی یک سیستم، قابل جایگزینی هستند: 'He activated/started the alarm system'. اما برای 'روشن کردن ماشین'، 'start' رایجتر و طبیعیتر است و 'activate' کمتر استفاده میشود. 'Activated' دامنهی وسیعتری دارد و میتواند به مفهوم 'فعالسازی' کلی یک چیز (که لزوماً به حرکت در نمیآید) هم اشاره کند، مثلاً 'activate a plan'. 'Start' به طور خاص به شروع به کار یک ماشین یا فرآیند اشاره دارد. در نتیجه، در زمینه 'به کار انداختن یک ماشین'، 'activated' در موارد خاص (سیستمها) قابل جایگزینی است اما 'start' کاربرد عمومیتری دارد. 'Formal/technical. 'Activated' is broader, meaning to make something active or operative. It can be interchangeable when referring to complex systems, e.g., 'He activated/started the alarm system'. However, 'start' is common for simple engines/machines like cars or computers. 'Activate' can also imply initiating a process or enabling a feature, not necessarily starting a physical operation like an engine.