بازگشت

chalky

chalk·y/ˈtʃɔːki/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): chalkiersuperlative (عالی): chalkiest
گچیپودری

دارای بافت یا ظاهر شبیه گچ؛ روشن، پودری یا گرد و خاکی.

Having a texture or appearance like chalk; pale, powdery, or dusty.

«خاک پس از تابستان خشک و گچی بود.»

The soil was dry and chalky after the summer.

«دندان‌هایش در عکس گچی به نظر می‌رسیدند.»

Her teeth looked chalky in the photo.

تفاوت با واژه‌های مشابه
powderyپودری

رایج. بافتی شبیه گرد و غبار یا پودر، همانند سطوح گچی.

Common. Describes texture like fine dust or powder, like chalky surfaces.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000