check and balance

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

check and bal·ance/tʃɛk ænd ˈbæləns/
noun (اسم)formalplural (جمع): checks and balances

اسم — سازوکار نظارتی

سازوکار نظارتیمهار و موازنه

سازوکاری برای محدود کردن قدرت فرد یا نهاد دیگر، که معمولاً جمع به‌کار می‌رود.

a control that limits another person's or institution's power; usually used in the plural.

«رسانهٔ آزاد یک سازوکار نظارتی مهم است.»

A free press is an important check and balance.

«قانون اساسی سازوکارهای مهار و موازنه فراهم می‌کند.»

The constitution provides checks and balances.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000