chicken scratch

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

chick·en scratch/ˈtʃɪkən skrætʃ/
noun (اسم)informal

اسم — دست‌خط بد

دست‌خط بدخط خرچنگ‌قورباغه

دست‌خطی شلخته که خواندنش دشوار است.

Messy handwriting that is difficult to read.

«نمی‌توانم دست‌خط بد او را بخوانم.»

I cannot read his chicken scratch.

«این یادداشت خط خرچنگ‌قورباغه است.»

This note is chicken scratch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000