choke off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃoʊk ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — قطع کردن

قطع کردنخفه کردن

جریان، تأمین یا رشد چیزی را متوقف یا به‌شدت محدود کردن.

To stop or severely reduce the flow, supply, or development of something.

«اعتصاب تأمین سوخت را قطع کرد.»

The strike choked off fuel supplies.

«هزینه‌های بالا سرمایه‌گذاری را به‌شدت محدود کرد.»

High costs choked off investment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000