بازگشت

choke

/tʃoʊk/
choketo block or obstruct
1verb (فعل)common
خفقان گرفتنگیرکردن در گلو

دچار مشکل در تنفس شدن به دلیل مسدود یا تنگ شدن گلو.

To have difficulty breathing because the throat is blocked or tightened.

«او نان در گلویش گیر کرد.»

He choked on a piece of bread.

«او هنگام شام خفقان گرفت.»

She started to choke during dinner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suffocateخفه شدن

رسمی. معنای مشابه اما اغلب به مرگ یا خطر جدی اشاره دارد؛ choke ممکن است موقت یا خفیف باشد.

Formal. Similar meaning but often implies death or serious danger; 'choke' can be temporary or mild.

gagخفه شدن با چیزی در گلو

غیررسمی. به بازتاب یا حس ایجاد شده توسط انسداد اشاره دارد؛ gag کمتر به مشکل تنفسی واقعی نسبت به choke اشاره دارد.

Informal. Refers to a reflex or sensation caused by obstruction; 'gag' is less about actual breathing difficulty than 'choke'.

متضادها
2verb (فعل)common
از کار افتادنگرفتگی موتور

از کار افتادن یا درست عمل نکردن، به‌ویژه ماشین یا موتور به دلیل کمبود هوا یا مسدود شدن.

To stop working or operating properly, especially an engine or machine due to lack of air or blockage.

«ماشین به دلیل گرفتگی خط سوخت از کار افتاد.»

The car choked because the fuel line was blocked.

«موتور گرفت و ناگهان خاموش شد.»

The engine choked and stopped suddenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stallدچار توقف ناگهانی شدن

معمول. عمدتاً درباره موتورها یا وسایل نقلیه به‌کار می‌رود؛ choke معنای کلی‌تر انسداد دارد.

Common. Usually used for engines or vehicles; 'choke' is more general about blockage.

متضادها
3verb (فعل)common
تزلزل کردنضعیف عمل کردن زیر فشار

در شرایط استرس یا فشار عملکرد ضعیف داشتن، مخصوصاً در ورزش یا مسابقات.

To fail to perform properly under pressure, especially in sports or competitions.

«او در مرحله نهایی بازی تزلزل کرد.»

He choked in the final round of the game.

«وقتی بیشترین فشار بود، او ضعف نشان داد.»

She choked when the pressure was highest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failشکست خوردن

معمول. معنای عمومی‌تر شکست؛ choke به شکست ناشی از فشار اشاره دارد.

Common. More general meaning of failure; 'choke' specifically implies pressure-related failure.

buckناتوان شدن

غیررسمی/ورزشی. به معنای ناگهانی تسلیم شدن یا شکست خوردن زیر فشار است؛ اغلب در زمینه‌های ورزشی به‌کار می‌رود.

Informal/sports. Means to give way or fail suddenly under pressure; used mostly in sports contexts.

متضادها
4noun (اسم)technical
plural (جمع): chokes
گلوگاه موتورانسداد جریان

قطعه‌ای در موتور یا دستگاه که جریان هوا یا مایع را محدود می‌کند تا سرعت یا قدرت تنظیم شود.

A device or part in engines or machinery that restricts airflow or flow, controlling speed or power.

«گلوگاه موتور را تنظیم کن تا سرعت تنظیم شود.»

Adjust the choke to control the engine speed.

«گلوگاه گیر کرده بود که باعث کارکرد ضعیف موتور شد.»

The choke was stuck, causing poor engine performance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restrictorمحدودکننده

فنی. به قطعاتی گفته می‌شود که جریان یا حرکت را محدود می‌کنند؛ مشابه choke در موتور.

Technical. Refers to devices that limit flow or movement; similar to choke in engines.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000