بازگشت
chubby
chub·by/ˈtʃʌbi/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): chubbiersuperlative (عالی): chubbiest
چاق و بامزهپُرگوشت
کمی چاق به شکل بامزه یا دلنشین
slightly fat in a cute or pleasant way
«بچه گونههای پرگوشت دارد.»
“The baby has chubby cheeks.”
«او صورتی چاق و بامزه دارد.»
“He has a chubby face.”
تفاوت با واژههای مشابه
plump— چاق و تپل
غیررسمی. به معنای چاق و گرد خوشایند؛ مشابه chubby.
Informal. Means pleasantly fat or round; similar use to chubby.