بازگشت

chum

/tʃʌm/
1noun (اسم)common
plural (جمع): chums
دوسترفیق

یک دوست صمیمی و نزدیک.

A close friend or companion.

«او قدیمی‌ترین دوست صمیمی من از مدرسه است.»

He's my oldest chum from school.

«آنها از کودکی دوستان صمیمی بوده‌اند.»

They've been chums since childhood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buddyرفیق

غیررسمی. به طور دوستانه برای اشاره به دوست نزدیک، به‌ویژه بین مردان استفاده می‌شود. در بافت‌های غیررسمی با chum قابل تعویض است.

Informal. Used casually to refer to a close friend, especially among men. Interchangeable with 'chum' in informal contexts — 'He's my buddy' vs 'He's my chum'.

palدوست

غیررسمی. معمولاً مانند chum به معنی دوست در گفتار محاوره‌ای استفاده می‌شود. عمدتاً در انگلیسی گفتاری قابل تعویض است.

Informal. Often used similarly to 'chum' to mean a friend, especially in casual speech. Interchangeable with 'chum' mainly in spoken English.

متضادها
2verb (فعل)technical
past (گذشته): chummedpast participle (مفعولی): chummed-ing (حال): chumming3rd (سوم): chums
طعمه ریختن برای صید ماهیطعمه گذاری

صید ماهی با ریختن طعمه در آب برای جذب ماهی‌ها، مخصوصاً برای گرفتن ماهی به‌عنوان طعمه.

To fish by attracting fish with bait, especially by throwing bait into water to attract fish (used chiefly for catching bait fish).

«آن‌ها در آب طعمه می‌ریزند تا ماهی بیشتری جذب کنند.»

They chum the waters to attract more fish.

«ماهی‌گیران قبل از انداختن تورها، نزدیک ساحل طعمه می‌ریزند.»

Fishermen chum near the shore before casting their nets.

تفاوت با واژه‌های مشابه
baitطعمه

معمولاً در زمینه ماهی‌گیری برای جذب ماهی با طعمه استفاده می‌شود. زمینه مشابه با فعل chum دارد.

Commonly used in fishing context to refer to attracting fish with bait. Similar context as 'chum' when used as a verb.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000