بازگشت

circuit

cir·cuit/ˈsɜːrkɪt/
circu-around, circular-itgo, move
1noun (اسم)technical
plural (جمع): circuits
موج برقمدار الکتریکیمدار

مسیر کامل و بسته‌ای که جریان الکتریکی از آن عبور می‌کند.

A complete and closed path through which electric current can flow.

«برق‌کار مدار را برای هرگونه قطعی بررسی کرد.»

The electrician checked the circuit for any breaks.

«اتصال کوتاه می‌تواند باعث آتش‌سوزی شود.»

A short circuit can cause a fire.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loopحلقه

غیررسمی. وقتی بر شکل حلقه‌ای تأکید می‌شود استفاده می‌شود؛ نمی‌توان در زمینه‌های فنی الکتریکی به جای circuit استفاده کرد.

Informal. Used especially when emphasizing circular shape; can replace circuit when focusing on shape, but not for technical or electrical contexts.

2noun (اسم)common
plural (جمع): circuits
مسیر دورمسیر دایره‌ایمدار راهنمائی

مسیر دایره‌شکل یا تقریبا دایره‌ای، به ویژه برای مسابقات یا گردش‌ها.

A roughly circular route or course, especially for races or tours.

«آنها یک دور در اطراف پارک دویدند.»

They ran a circuit around the park.

«مسیر مسابقه یک حلقه پنج کیلومتری است.»

The race course is a circuit of five kilometers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loopحلقه

رایج. وقتی به مسیر دایره‌ای اشاره دارد، مثل مسابقه یا سفر می‌تواند جایگزین circuit شود.

Common. Can replace circuit when referring to a circular route, like in races or travel.

3noun (اسم)common
plural (جمع): circuits
گردشسفر دوره‌ایسیستم گردش

دنباله‌ای از رویدادها، مکان‌ها یا اجراها که به‌طور منظم انجام یا بازدید می‌شوند.

A sequence of events, places, or performances regularly followed or visited.

«گروه موسیقی در حال اجرای تور کنسرت در سراسر اروپا است.»

The band is on a concert circuit across Europe.

«او هر سال در تور سخنرانی‌ها سفر می‌کند.»

He travels the lecture circuit each year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
routeمسیر

متداول. وقتی به سلسله‌ای از توقف‌ها یا رویدادها اشاره دارد با circuit گاهی قابل تعویض است، اما route بیشتر مسیر را تأکید می‌کند.

Common. Often interchangeable when referring to a planned series of stops or events, but route emphasizes path while circuit implies completion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000