clampdown

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

clamp·down/ˈklæmpˌdaʊn/
noun (اسم)common

اسم — سرکوب

سرکوبمحدودیت شدید

محدودیت شدید یا اجرای قوانین برای کنترل چیزی، اغلب توسط مقامات.

A severe restriction or enforcement of rules to control something, often by authorities.

«سرکوب تجارت غیرقانونی بسیار شدید است.»

The clampdown on illegal trade is strict.

«محدودیت شدیدی روی سر و صدا در شب اعمال شد.»

There was a clampdown on late-night noise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crackdownسرکوب

رایج. در موارد سخت‌گیری مقامات جایگزین است.

Common. Interchangeable in contexts of strict enforcement by authorities.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000