classifieds

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

clas·si·fieds/ˈklæsɪˌfaɪdz/
classgroup or category-ifyto make or become-edpast participle used as noun
noun (اسم)common

اسم — آگهی‌ها

آگهی‌هاآگهی‌های طبقه‌بندی‌شده

بخش‌هایی از روزنامه‌ها یا وب‌سایت‌ها که تبلیغات کوچک براساس دسته‌بندی قرار دارند.

Sections of newspapers or websites with small advertisements arranged by category.

«او در بخش آگهی‌ها کار پیدا کرد.»

She found a job in the classifieds.

«بخش آگهی‌ها خودروهای دست دوم فروشی را فهرست می‌کند.»

The classifieds list used cars for sale.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000