clatter
ایجاد صدای بلند و مکرر بهوسیله برخورد اشیای سخت به هم.
To make a loud, rapid series of sounds by striking hard objects together.
«ظرفها وقتی روی زمین افتادند صدا کردند.»
“The dishes clattered as they fell to the floor.”
«کفشهای پاشنهبلندش روی کفپوش چوبی صدا کردند.»
“Her heels clattered on the wooden floor.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. صدای مشابه ولی معمولاً سبکتر؛ 'clatter' صدای بلندتر و سنگینتر دارد.
Common. Similar noisy sound but usually lighter; 'clatter' implies louder, heavier noise.
صدای بلند و تند ناشی از برخورد اشیای سخت به هم.
A loud, rapid noise of hard objects striking each other.
«صدای تقتق قابلمهها مرا بیدار کرد.»
“The clatter of pans woke me up.”
«صدای تقتق سمها را بیرون شنید.»
“He heard the clatter of hooves outside.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معمولاً صدای سبکتر یا متفاوت؛ 'clatter' صدای شدیدتری است.
Common. Usually lighter or different type of noise; 'clatter' implies more intense sound.