clear the table

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

clear the ta·ble/ˌklɪr ðə ˈteɪbəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — میز را جمع کردن

میز را جمع کردنظرف‌ها را برداشتن

ظرف‌ها و وسایل روی میز را بعد از غذا یا کار جمع کردن.

To remove dishes and other items from a table after a meal or activity.

«لطفاً بعد از شام میز را جمع کن.»

Please clear the table after dinner.

«بچه‌ها با هم میز را جمع کردند.»

The children cleared the table together.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000