clear off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌklɪr ˈɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — گم شدن

گم شدنفوراً رفتن

معمولاً با لحن دستوری، سریع از جایی رفتن.

To leave a place quickly, often as an order.

«قبل از رسیدن پدر و مادرم گم شو.»

Clear off before my parents arrive.

«نگهبان به آن‌ها گفت فوراً بروند.»

The guard told them to clear off.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000