clinically

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

clin·i·cal·ly/ˈklɪnɪkli/
clinicrelated to medical examination-aladjective suffix-lyadverb suffix
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): clinicalposition (جایگاه): end

قید — به صورت بالینی

به صورت بالینیاز لحاظ پزشکی

به طریقی که مربوط به درمان یا تشخیص پزشکی باشد.

In a way that relates to medical treatment or diagnosis.

«بیمار به‌صورت بالینی به آنفلوآنزا مبتلا تشخیص داده شد.»

The patient was clinically diagnosed with flu.

«به طور بالینی، این دارو عوارض جانبی نداشت.»

Clinically, the drug showed no side effects.

تفاوت با واژه‌های مشابه
medicallyپزشکی

رسمی. وقتی درباره سلامت حرف می‌زنیم غالبا جایگزین هم هستند.

Formal. Often interchangeable with 'clinically' when discussing health contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000