بازگشت

clock

/klɒk/
1noun (اسم)common
plural (جمع): clocks
ساعت دیواریساعت رومیزی

دستگاهی برای اندازه‌گیری و نمایش زمان، معمولاً با عقربه‌ها روی صفحه یا نمایشگر دیجیتال.

A device for measuring and indicating time, typically by means of hands on a dial or a digital display.

«ساعت روی دیوار دوازده را زد.»

The clock on the wall struck twelve.

«او به ساعت نگاهی انداخت تا زمان را بررسی کند.»

He glanced at the clock to check the time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
watchساعت مچی

روزمره. ساعت مچی یک ساعت کوچک‌تر و قابل حمل است که روی مچ دست بسته می‌شود یا در جیب حمل می‌شود. ساعت دیواری یا رومیزی معمولاً بزرگ‌تر و ثابت است. ساعت مچی را می‌پوشید، ساعت دیواری را آویزان می‌کنید.

Everyday. A watch is a smaller, portable timepiece worn on the wrist or carried in a pocket. A clock is typically larger and stationary. You wear a watch, you hang a clock.

timerزمان‌سنج

رایج. دستگاهی که مدت زمان مشخصی را اندازه‌گیری و نشان می‌دهد و اغلب پس از اتمام زمان، زنگ هشدار می‌دهد، به جای اینکه زمان فعلی را به طور مداوم نمایش دهد. مثال: «زمان‌سنج آشپزخانه» در مقابل «ساعت دیواری».

Common. A device that measures and indicates a specific duration of time, often setting off an alarm when the time is up, rather than continuously displaying the current time. 'A kitchen timer' vs. 'a wall clock'.

2verb (فعل)common
past (گذشته): clockedpast participle (مفعولی): clocked-ing (حال): clocking3rd (سوم): clocks
ثبت کردناندازه‌گیری کردن

(زمان یا مسافت) را ثبت یا ضبط کردن.

To record or register (a time or distance).

«دونده سرعت بهترین رکورد شخصی جدیدی را ثبت کرد.»

The sprinter clocked a new personal best.

«او دقیقاً ساعت ۹ صبح وارد شد (کارت زد).»

She clocked in at exactly 9:00 AM.

تفاوت با واژه‌های مشابه
timeزمان گرفتن

روزمره. اندازه‌گیری مدت زمان یک رویداد یا فعالیت. اغلب قابل تعویض هستند، اما «ساعت زدن» گاهی اوقات به معنای ثبت یک زمان رسمی یا نهایی است، به ویژه در ورزش یا کار. مثال: «او زمان دویدن خود را گرفت» و «او زمان سریعی را ثبت کرد».

Everyday. To measure the duration of an event or activity. Often interchangeable, but 'clock' sometimes implies recording an official or final time, especially in sports or work. 'He timed his run' and 'He clocked a fast time'.

recordثبت کردن

عمومی. مکتوب کردن یا ثبت کردن در فرمی دائمی. «ثبت کردن» اصطلاح گسترده‌تری است؛ «ساعت زدن» به طور خاص برای زمان/سرعت کاربرد دارد. شما یک جلسه را ضبط می‌کنید، اما سرعت خود را ساعت می‌زنید.

General. To set down in writing or another permanent form. 'Record' is a broader term; 'clock' specifically applies to time/speed. You record a meeting, but you clock your speed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000