collect one's thoughts

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

col·lect one's thoughts/kəˈlɛkt wʌnz θɔts/
phrase (عبارت)common

عبارت — افکارش را جمع‌وجور کردن

افکارش را جمع‌وجور کردنفکرش را متمرکز کردن

پیش از حرف زدن یا عمل کردن، آرام شدن و فکرها را مرتب کردن.

to become calm and organize one's ideas before speaking or acting

«یک دقیقه به من فرصت بده تا فکرم را جمع‌وجور کنم.»

Give me a minute to collect my thoughts.

«او مکث کرد تا فکرهایش را مرتب کند.»

She paused to collect her thoughts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000