come out of one's shell

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌm aʊt əv wʌnz ʃɛl/
phrase (عبارت)common

عبارت — از لاک خود بیرون آمدن

از لاک خود بیرون آمدناجتماعی‌تر شدن

از خجالتی بودن بیرون آمدن و با دیگران راحت‌تر ارتباط گرفتن.

to become less shy and more willing to talk to people

«او در دانشگاه از لاک خود بیرون آمد.»

She came out of her shell at college.

«آن کودک کم‌کم اجتماعی‌تر شد.»

The child came out of his shell slowly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000