common assumption

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·mon as·sump·tion/ˌkɒmən əˈsʌmpʃən/
phrase (عبارت)common

عبارت — فرض رایج

فرض رایجباور عمومی

باوری که بسیاری از مردم بدون داشتن دلیل قطعی درست می‌دانند.

a belief that many people accept as true without proof

«یک فرض رایج این است که موفقیت خوشحالی می‌آورد.»

A common assumption is that success brings happiness.

«این پژوهش یک فرض رایج دربارهٔ یادگیری را به چالش می‌کشد.»

The study challenges a common assumption about learning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beliefباور

رایج. برای اندیشه‌ای که مردم می‌پذیرند، مثل «باوری گسترده»، می‌تواند جایگزین شود؛ اما باور می‌تواند شخصی باشد و لزوماً بی‌اثبات نیست. برای اعتقاد به‌جای پیش‌فرض آزموده‌نشده به کار می‌رود.

Common. It can replace 'common assumption' for an idea people accept, as in 'a widespread belief', but a belief may be personally held and need not be unproven. Choose it for conviction rather than an untested premise.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000