بازگشت

compete

com·pete/kəmˈpiːt/
verb (فعل)common
past (گذشته): competedpast participle (مفعولی): competed-ing (حال): competing3rd (سوم): competes
رقابت کردنمبارزه کردن

تلاش کردن برای برنده شدن در مقابل دیگران با بهتر انجام دادن کاری.

To try to win against others by striving or performing better.

«تیم‌ها هر سال برای قهرمانی رقابت می‌کنند.»

Teams compete for the championship every year.

«او در مسابقات ملی شنا رقابت می‌کند.»

She competes in national swimming contests.

تفاوت با واژه‌های مشابه
contendرقابت کردن

رسمی. به مبارزه یا رقابت اشاره دارد، اغلب در زمینه‌های جدی.

Formal. Means to struggle or compete, often in serious contexts.

vieرقابت کردن

رسمی. به رقابت شدید معمولاً با دیگران برای چیزی اشاره دارد.

Formal. Competing eagerly, usually with others for something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000