بازگشت

complaint

com·plaint/kəmˈpleɪnt/
com-together / withplainto lament-tnoun forming suffix
noun (اسم)common
plural (جمع): complaints
شکایتگلهاعتراض

بیان نارضایتی یا ابراز اعتراض در مورد چیزی که قابل قبول نیست.

A statement that something is unsatisfactory or unacceptable.

«او در مورد همسایگان پر سر و صدا شکایت کرد.»

She lodged a complaint about the noisy neighbors.

«ما چندین شکایت درباره خدمات کند دریافت کردیم.»

We received several complaints about the slow service.

تفاوت با واژه‌های مشابه
protestاعتراض

رسمی/عمومی. به ابراز مخالفت رسمی‌تر یا عمومی‌تر، اغلب در مورد یک سیاست یا تصمیم اشاره دارد. 'آنها اعتراض رسمی ثبت کردند' درست است، 'من در مورد غذا اعتراض دارم' معمولاً درست نیست، مگر اینکه مسئله خیلی جدی باشد.

Formal/Public. Refers to a more formal or public expression of disagreement, often about a policy or decision. 'They filed a formal protest' works, 'I have a protest about the food' typically doesn't, unless it's a very serious issue.

grievanceگلایه

رسمی/جدی. به یک شکایت رسمی، به ویژه در مورد رفتار ناعادلانه اشاره دارد. اغلب در بافت‌های حقوقی یا کاری استفاده می‌شود. 'کارگران شکایت خود را ارائه دادند' درست است، 'گلایه من این است که باران می‌بارد' درست نیست.

Formal/Serious. Refers to a formal complaint, especially one about unfair treatment. Often used in legal or workplace contexts. 'The workers submitted a grievance' works, 'My grievance is that it's raining' doesn't.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000